الشيخ محمد علي الگرامي القمي

33

فلسفه (مقدمات، شناخت، ديالكتيك و ادراكات حقيقى و اعتبارى) (فارسى)

اين دو جمله را از اين دو شخصيت به عنوان نمونه ذكر كرديم ؛ « ورنه سخن بسيار است » . مقدمه‌ى اسفار را ببينيد كه مرحوم صدرالمتألهين چه قدر ناراحت است كه عده‌اى تبليغات مسموم به راه انداخته‌اند كه فلسفه بدعت است . غزالى در كتاب « تهافت الفلاسفه » بيست مسأله از عقايد مختلف فلاسفه را جمع‌آورى كرده است كه يكى از آن‌ها مسأله‌ى حدوث و قدم جهان مىباشد و ابن سينا را به علت اعتقاد به قدم عالم تكفير كرده است . گاهى يك جمله‌ى مبهم گفته مىشود كه گفتنش زحمتى ندارد ولى پاسخ گفتن و روشن كردن محتواى آن دردسر دارد . بايد به طور خلاصه پرسيد منظور از خيالبافى چيست ؟ مىخواهيد بگوييد فلاسفه هرچه گفته‌اند تخيلات نفسانى و بدون هيچ برهان عقلى بوده است ؟ يعنى استدلال‌هايى كه بر اثبات صانع يا وحدانيت او ذكر كرده‌اند همه غلط و تخيلات است ! و بايد فقط از راه سير فى الأرض به خدا رسيد ؟ اين مطلب كه خيلى بىانصافى است ! اساساً سير فى الأرض و دقت در مظاهر قدرت الهى در طبيعت مگر ما را جز به نظم دقيق جهان مىرساند ؟ و اما بررسى اين كه آيا نظم مزبور ، ذاتى ماده و حركت ذاتى تكاملى ماده است يا مربوط به علتى خارج از ماده ؟ و آن علت خارجى ابدى و ازلى است و عليت ابدى دارد ، يا فقط در احداث طبيعت منظم ، دخالت داشته و ديگر نيست ! يا هست و عليت ندارد ، و اساساً وجود علت نخستين از نظر كمالات چگونه است ؟ و معناى لاحدّى و اطلاق وجود و بىنهايت بودن كمالات او چيست ؟ و بسيارى مسائل ديگر . . . آيا دقت در طبيعت و علوم طبيعى مىتواند اين مسائل را به ما بفهماند ؟